| نامه |
|
سلام
حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند. با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زنگی میگذرم که نه زانوی آهویی بی جفت بلرزد نه این دل نا ماندگار بی درمان. تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است اما تو لاقل هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست. راستی خبرت بدهم خواب دیدم خانه ای خریده ام بی پرده بی پنجره بی در بی دیوار... هی بخند... دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد باد بوی نامهای کسان من میدهد. نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشدبی حرفی از ابهام. از نو می نویسم حال همه ما خوب است اما تو باور مکن. دکلمه ای از زنده یاد خسرو شکیبایی
|